حتماً در جریان هستید که در ماههای اخیر به دلیل شرایط خاصی که در کشور حاکم گردید، دسترسی به اینترنت با مشکلاتی مواجه شد و به همین دلیل وقفه ای در ارائه مطالب در ستون هنر زندگی نیز پدید آمد.
اکنون خوشحالیم که می توانیم پس از گذشت بیش از ۴ ماه مجدداً در خدمتتان باشیم. در این مدت سعی کردیم روی دغدغه های رایج در خانواده های ایرانی تمرکز کرده و راهکارهایی را برای رویارویی با این مسائل پیشنهاد دهیم.
این هفته روی دغدغهای دست گذاشتیم که یکی از عمیقترین، ملموسترین و دردناکترین چالشهای امروز خانوادههای ایرانی است. وجود فرزندان بزرگ شده و سن و سال داری که به دلایل مختلف، هنوز در خانواده پدری و با پدر و مادر زندگی می کنند و بعضاً اشتغال و درآمد درست و حسابی هم ندارند! معمولاً مشاهده می شود که اصطکاک های فراوانی در چنین خانواده هایی وجود دارد.

راهکارهایی برای مدیریت اصطکاک با جوانان بزرگسال در خانه
وقتی ساختارهای کلان اقتصادی و اجتماعی، فرصت «بزرگ شدن»، استقلال و ساختن یک زندگی معمولی را از یک نسل میگیرند، بار این بحران مستقیماً روی دوش خانواده میافتد. فرمولهای سنتی تربیت و فرزندپروری دیگر در این شرایط کارآمد نیستند؛ چرا که نمیتوان با معیارهای ۳۰ سال پیش، جوانی را که در سال ۱۴۰۵ درگیر تورم بیسابقه، ناامیدی اجتماعی و بنبستهای معیشتی است، قضاوت کرد.
حالا ببینیم پدران و مادران چه کنند تا بتوانند این دوران طوفانی را با کمترین آسیب به سلامت روان خود و فرزندانشان مدیریت کنند.
۱- خانه به مثابه پناهگاه، نه میدان جنگ:
فرزندان ۱۵ تا ۳۰ ساله و حتی بزرگتر در ایران امروز، در یکی از پیچیدهترین برهههای تاریخی زندگی میکنند. جوانی که باید امید به آینده داشته باشد و باید در اوج پویایی، کار و استقلال باشد، خود را درون یک «ایستایی مداوم و بدون پیشرفت» میبیند. در این میان، والدین نیز تحت فشار شدید اقتصادی و نگران آینده فرزندانشان هستند. این فرسایش دوطرفه، خانه را به انبار باروت تبدیل میکند. برای پیشگیری از فروپاشی روانی خانواده، تغییر رویکرد والدین الزامی به نظر می رسد.

۲- تغییر عینک ذهنی: عبور از مقایسه و درک واقعیت جدیدیکی از مهمترین گام ها برای ما والدین، بازنگری در انتظاراتمان است.بدانیم که جملات «زمان ما اینطور نبود» و «ما اون زمان اینکار را کردیم، اون کار را کردیم» و مقایسه ی زمان خودمان با شرایط فعلی جوانانمان کاری بیهوده و عبث است!
شرایط فعلی مسکن، اشتغال و هزینههای اولیه زندگی با دوران جوانی ما والدین کاملاً متفاوت شده است. در گذشته با چند سال کار و پسانداز میشد حداقلی از زندگی را ساخت، اما امروز این چرخدندهها قفل شدهاند.
مقایسه فرزندان با جوانی خودمان، تنها نمک پاشیدن روی زخم آنهاست. ما باید به این واقعیت مهم که ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران تغییرات شدیدی داشته است توجه جدی داشته باشیم. بسیاری از فرصت ها که برای نسل گذشته در سنین پایینتر بهراحتی در دسترس بود، امروز برای یک جوان تحصیلکرده و پرتلاش هم شبیه به یک رویای دور است. بنابراین، مقایسه این نسل با نسلهای قبل اساساً و اصلاً منصفانه نیست.
۳- جداسازی «بحران ساختاری» از «تنبلی فردی»:ما اولیاء باید درک کنیم که بیکاری یا عدم ازدواج فرزند ۳۰ ساله مان، لزوماً ناشی از بیمسئولیتی، بیعرضگی یا تنبلی او نیست. وقتی بازار کار کشش ندارد و هزینهها نجومی است، خروجی طبیعی جامعه همین وضعیت خواهد بود. پس مقصر جلوه دادن فرزند را متوقف کنیم.

۴- تغییر مدل رابطه از «رئیس و بازجو» به «همسنگر»:
یک جوان ۲۵ یا ۳۰ ساله، حتی اگر به ناچار در اتاق دوران کودکیاش زندگی کند و از نظر مالی به شما وابسته باشد، دیگر «کودک» نیست. رفتار پادگانی یا کنترلگرایانه، بذر خشم و لجبازی را میکارد. محاکمه روزانه را متوقف کنیم، سوالاتی مثل «امروز کجا رفتی؟»، «چرا کار پیدا نکردی؟»، «تا لنگ ظهر چرا خوابیدی؟» مانند شلاق روحی عمل میکنند. جوان خودش بیش از شما از وضعیتش شرمسار و مضطرب است.
به جای بازجویی، بپرسیم: «امروز حالت چطور است؟ چطور میتوانم کمکت کنم؟»
۵- احترام به حریم خصوصی:
به اتاق، گوشی تلفن، رفتوآمدها و تصمیمات شخصی آنها (در چارچوب احترام متقابل) احترام بگذاریم. سنین ۱۵ تا ۳۰ سال، بازه هویتیابی و حفظ غرور است؛ شکستن این حریم، حرمتها را از بین میبرد.

۶- مدیریت تنشهای مالی و حفظ عزتنفس جوان:
بزرگترین ضربهای که بیکاری و وابستگی مالی به یک جوان یا بزرگسال میزند، تخریب «عزتنفس» اوست. او احساس بیفایدگی میکند.
نکته کلیدی: کمک مالی به فرزند بزرگسال باید با ظرافت و بدون ایجاد حس «صدقه دادن» یا «منّت گذاشتن» انجام شود. مکرراً یادآوری نکنیم که خرج او را میدهیم.
۷- همزیستی مسالمت آمیز:
با فرزندمان مانند یک هماتاقی یا شریک رفتار کنیم. اگر او درآمدی ندارد، به جای تحقیر، وظایف مشخصی از کارهای خانه، خریدهای بیرون یا تعمیرات را به او بسپارید تا حس کند حضورش در خانه مفید و موثر است و دارد سهم خود را پرداخت میکند.
۸- حمایت از تلاشهای کوچک: اگر فرزندمان در این وضعیت اقتصادی به کارهایی با درآمدهای کم و یا آنلاین رو آورده، آنها را کوچک نشماریم. تشویقش کنیم و این کارهای کوچک را پلهای برای آینده بدانیم.
فعلا به این ۸ راهکار بسنده می کنیم اما حتماً در هفته آینده این بحث مهم را با شما ادامه خواهیم داد. ان شاءالله
تهیه و تنظیم: فاطمه موسوی، روان شناس و زوج درمانگر
شاهین نوش آبادی، مدرس و مشاور امور خانواده






