تاریخ انتشاريکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۵
کد مطلب : ۲۸۷۷

هنر زندگی (۲۳۷)

درود بر والدین گرامی
در دوهفته ی اخیر موضوع بحث ما در مورد فرزندان بزرگسالی بوده است که به دلایل گوناگون نتوانسته اند اشتغال و ازدواج داشته باشند و کماکان مجبورند در خانه ی پدری زندگی کنند. گفتیم که هم اکنون این دغدغه ی تعداد قابل توجهی از خانواده های ایرانی است و اینکه چنین زندگیی کانون مخاطرات و برخوردهای منفی برای همه ی اعضای خانواده می باشد.
ما برای کاستن از این تنش ها و برخوردها، توصیه های کاربردی خدمتتان مطرح کردیم.
این هفته می پردازیم به آن دسته از جوانانی که دیگر حتی پرخاشگری هم نمی کنند
و به نوعی به یک ناامیدی و در خود فرورفتگی دچار شده اند!
وقتی واکنش یک جوان از خشم به ناامیدی، بی‌حوصلگی و انزوا تغییر می‌کند، نشان‌دهنده ورود او به مرحله درماندگی یا فرسودگی کامل روانی است. در این حالت، او احساس می‌کند تلاش‌هایش هیچ تغییری در نتیجه ایجاد نمی‌کند و در نتیجه، مکانیزم دفاعی ذهن او «دست کشیدن از تلاش» و «عقب‌نشینی» است.دیدن فرزند در این وضعیت برای والدین بسیار دردناک است، اما خبر خوب این است که با تغییر رفتار در محیط خانه، می‌توان کم‌کم او را از این پیله تنهایی و بی‌امیدی بیرون کشید.
 


اصول برخورد با فرزند بزرگسالِ ناامید و افسرده‌دل
در این شرایط، فرد به «انگیزه دادن‌های حرفی» یا «پند و اندرز» نیازی ندارد؛ چرا که ذهن او توان پردازش امیدهای انتزاعی را از دست داده است. رفتارهای زیر می‌تواند به
بازیابی آرامش و روان او کمک کند:

۱- توقف «امیددهی‌های غیرواقعی» و جایگزینی با «پذیرش واقعی»
جملاتی نظیر «درست می‌شود» ، «تو باهوشی و حیفی» ، یا «زندگی ادامه دارد» ، «بالا بلند شو یه تکونی به خودت بده» معمولاً حس درک نشدن به فرد می‌دهند و او را کلافه‌تر می‌کنند. توصیه ما این است که به‌جای امید دادن زبانی، احساس او را به رسمیت بشناسید. بگویید: «می‌فهمم چقدر شرایط سخت شده و چقدر خسته‌ای. حق داری که گاهی احساس ناامیدی کنی.» همین که فرد احساس کند مجبور نیست در خانه ادای آدم‌های قوی را دربیاورد، بار سنگینی از دوشش برداشته می‌شود.

۲- حذف کامل فشار بازدهی و انتظارات
فردی که دچار بی‌حوصلگی شدید است، حتی برای کارهای ساده انرژی ندارد. اگر مدام منتظر باشید کاری انجام دهد یا تغییر بزرگی در رفتارش ایجاد کند، احساس گناه و ناکارآمدی‌اش
بیشتر می‌شود. باز هم توصیه می کنیم برای مدتی هیچ انتظاری برای شغل‌یابی، یادگیری مهارت جدید یا تغییر وضعیت از او نداشته باشید. اجازه دهید مدتی بدون داشتن وظیفه‌ای برای «اثبات خودش»، فقط ریکاوری شود.
 

۳- دعوت‌های بی‌فشار با «خرده‌گام‌ها»
پیشنهادهای بزرگ مثل «بیا برویم مسافرت» یا «بیا فلان کلاس ثبت‌نام کن» یا «برو‌ فلان مهارت را یاد بگیر» پاسخ منفی خواهند داشت. به‌جای آن، از دعوت‌های بسیار کوچک که حق «نه» گفتن در آن‌ها محفوظ است استفاده کنید: «من دارم ۱۰ دقیقه می‌روم تا سوپر‌ مارکت، دوست داری تا سر کوچه باهم قدم بزنیم؟»، «می‌خواهم این فیلم را ببینم، اگر دوست داشتی بیا کنارم بنشین با هم ببینیم.» اگر پاسخ «نه» داد، بدون ابراز ناراحتی، ناراحتی‌تان را پنهان کرده و بپذیرید: «باشه عزیزم، هر وقت دوست داشتی بیا.»

۴-
بازگرداندن حس «کارآمدی» با درخواست کمک‌های کوچک

احساس «بی‌مصرف بودن»، ناامیدی را عمیق‌تر می‌کند. از او برای کارهایی که در توانش است کمک بخواهید، اما نه به شکل دستوری! بلکه به شکل نیاز به تخصص یا هوش او، مثلاً: «موبایل من این تنظیماتش به هم خورده، می‌توانی نگاهی به آن بیندازی؟» «برای خرید این وسیله، به نظر تو کدام برند بهتر است؟» پس از انجام کار، حتماً قدردانیِ ساده و واقعی داشته باشید.

۵- ابراز محبت‌های خاموش
بین «احترام به تنهایی او» و «رها کردن کامل او» مرز باریکی وجود دارد. لازم نیست مدام با او صحبت کنید، رفتارهای پیام‌رسانی کوچک نشان می‌دهد که او هنوز محبوب و مهم است؛ گذاشتن یک لیوان چای یا میوه روی میزش بدون هیچ کلام اضافی! لبخند
زدن هنگام رویارویی با او در راهرو یا آشپزخانه، بدون پرسیدن سؤال‌های بازجویانه!
 


۶. پیشنهاد کمک تخصصی بدون برچسب زدن
اگر این ناامیدی و بی‌حوصلگی طولانی‌مدت شده و خواب، اشتها یا توان انجام کارهای شخصی او را مختل کرده است، ممکن است نیاز به مداخله روان‌شناس داشته باشد. به‌جای اینکه بگویید «تو افسرده‌ای و باید بروی دکتر» ، بگویید: «این روزها همه ما تحت فشاریم و گاهی صحبت با یک فرد بی‌طرف و متخصص می‌تواند بار روی دوش آدم را سبک‌تر کند. اگر مایل باشی، می‌توانیم با هم یک مشاور خوب برای گفتگو پیدا کنیم.»
در نظر داشته باشید که این دسته از جوانان بزرگسال به دلیل شرایط ناخواسته و ویژه ای که در آن قرارگرفته اند دارای روحیه ای حساس و شکننده شده اند! باید خیلی مراقب باشیم که با آنها دیمی برخورد نکرده و به توصیه ها توجه کرده و عمل نماییم تا آنها بتوانند خود را بازیابی کرده و به زندگی عادی بازگردند.
 
تهیه و تنظیم: فاطمه موسوی، روان‌شناس و زوج درمانگر
شاهین نوش آبادی، مدرس و مشاور امور خانواده
۰
نام شما
آدرس ايميل شما

صبا به لطف بگو آن نگار رعنا را (قسمت سوم) صبا به لطف بگو آن نگار رعنا را (قسمت چهارم)
اعلامیه جهانی حقوق بشر   ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر: 1- هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ...
ادامه مصاحبه با مهندس علی اکبر معین فر